سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
97
تاريخ ايران ( فارسى )
پادشاهان شوش كه سوكل « 1 » خوانده شدهاند چه مقدم و چه مؤخر ، شاهنشاهى سلطان بابل را قبول داشتهاند و محتمل است كه اين استيلا و نفوذ مستحكم نبوده جنگها و تاخت وتازهاى محلى آن را شديد و خفيف نموده باشد ، چنان كه امروز هم در بسيارى از نقاط آسيا اين ترتيب ديده مىشود جاريست . يكى از كتيبههاى متعلق بسلطان دير « 2 » كه مينويسد « سرهاى مردم انشان و ايلامرا شكستم » حكايت از همين احوال مينمايد و ظاهرا پادشاه مزبور در دورهء سلسلهء نيسين بوده است . غلبهء ايلام و نتايج آن بيفايده نيست كه بر طبق رأى و عقيدهء دمرگان نتايج غلبهء ايلامرا كه يقينا با شدت بلكه يكنوع سبعيت بوده ظاهر كنيم . آرى آن تا اين اندازه وحشيانه بود كه كليهء ساكنين بابيلنيا براى حفظ جان خود فرار كردند و بنابراين ، نظريات نويسندهء فرانسوى باينواسطه بود كه پرستندگان آسور بدرهء دجله فرار كرده قوم آسورى را تشكيل دادند و همچنين سكنهء جنوب كشور كه در كنار خليج فارس و جزائر آنكه از آن جمله بحرين بوده است منزل داشتند بسواحل سوريه مهاجرت كردند و قوم فينيقيه را تشكيل دادند كه در بحرپيمائى و بازرگانى و استعمار شهرت يافتند « 3 » و نيز همين قوه باعث حملات طوائف هيكسوس بمصر گرديد و بالاخره علت مهاجرت كلدانيان يعنى ابراهيم از اور شد كه بعدها آن طايفه در دنبال هيكسوسها بمصر رفتند و فرعون راعى ايشانرا به خوبى پذيرفت ، اما كينگ در اين باب جازم نيست و ميگويد دليل محكمى قائم نيست بر اينكه ايلام مدت مديدى بر بابيلنيا استيلا يافته باشد و عقيدهء او اينست كه بواسطهء فتوحات پادشاه ايلام آنكشور از قيد تبعيت بابيلنيا بيرون رفت و ظاهرا منقسم به چندين دولت مستقل گرديد . اما عقيدهء ما اينست كه طغيان ايلاميها خيلى شديد بود و احتمال كلى دارد كه اثرات آن در وراء حدود بابل نيز وارد آمده باشد « 4 » .
--> ( 1 ) - سوكل بمعنى وزير يا فرماندار است نه يك امير مستقل « مؤلف » . ( 2 ) - Dir ( 3 ) - اين روايت امروزه از حليهء اعتبار تاريخى عاريست « مؤلف » . ( 4 ) - وينكلر ميگويد ممكن است كه سلسلهء هيكسوس از همان مهاجرين سيلآساى جزيرة العرب كه اول خاندان بابل را تأسيس نمودهاند تشكيل يافته باشد . رجوع شود به صفحهء 60 كتاب او موسوم به تاريخ بابل و آشور . هال آن را معلول حملهء آرين به شمال بين النهرين ميداند كه مردم راندهء سوريه را بمصر سوق داد . رجوع شود به تاريخ باستان شرق نزديك صفحهء 212 « مؤلف » .